تبليغاتX
بهترین عشقم

بهترین عشقم

آموخته ام این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان

انتظار.................

منتظر لحظه ای هستم که دستت را بگیرم در چشمانت خیره شوم


دوستت دارم در بر لبانم جاری کنم


منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشینم سر روشانه هایت بگذارم........


از عشق.......ازداشتن تو......


اشک شوق بریزم


منتظر لحظه ای مقدس که تورا در آغوش بگیرم


وبا تمام وجودم قلبم و عشقم را تقدیم به تو کنم.


                    آری من تورا


                                    دوست دارم و


                                                 عاشقانه میپرستم



+ نوشته شده در  90/05/03ساعت 10:43  توسط علی م  | 

خدایا تورا عاشق دیدم و  غریبانه عاشقت شدم
تورا بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم

تورا وفا دار دیدم و بی وفا شدم
ولی هر کجا که رفتم سر گشته باز گشتم

تورا گرم دیدم و در سرد ترین لحظات به سراغت آمدم
اما..............

تومرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق
بنده ات ماندی؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  90/05/02ساعت 13:50  توسط علی م  | 

سلام به همه دوستان و عزیزان خوبم مخصوصا عزیز خودم.....

بالاخره بعداز 2سال امروز اومدم سراغ وبلاگ عزیز و دوست داشتنی

خودم.امیدوارم شما عزیزان با نظرات خوب

وسازنده خودتون منو راهنمائی کنین.

ممنون

+ نوشته شده در  90/05/02ساعت 13:21  توسط علی م  | 

 چند روزیه که دست و دلم به نوشتن نمیره ...

 دروغ چرا ، دستم آره و دلم نه ...

 دارم به این نتیجه میرسم که :

 عمریه تمام کارها رو دل انجام میداده ، نه دست...

جملات زیبا گیله مرد

+ نوشته شده در  90/05/02ساعت 12:56  توسط علی م  | 

دلم گرفته است

می‏شود کمی برای من دعا کنید؟

یا اگر خدا اجازه می‏دهد

یک کمی به جای من خدا خدا کنید؟

راستی فرشته‏ها! سلامتید؟

حال من که هیچ خوب نیست

جانماز سبز من دوباره گم شده

شب رسیده توی آسمان دل، ولی

ردّ پای روشن ستاره گم شده

خوش به حالتان فرشته‏ها!

هر کجا که خواستید می‏پرید

روی باد

روی ابر

روی شانه‏های ماه

آسمان هم از شما همیشه راضی است

می‏روید

بی‏گناه بی‏گناه بی‏گناه

راستی به من نگفته‏اید

آن طرف کنار لحظه‏های دوردست

روزهای آسمان چه شکلی است؟

کاش می‏شد ای فرشته‏ها

راه خانه ستاره را به من نشان دهید

یا که از فراز قلّه‏های نور

دستی از دعا برای من تکان دهید

راستش دلم

مثل یک نماز بین راه

خسته و شکسته است

او مسافر است

می‏رود به شهر آفتاب

گرچه راه آفتاب بسته است

کاشکی نمازهای صبح من قضا نمی‏شدند

دست‏های من

هیچ وقت از آسمان جدا نمی‏شدند

ای فرشته‏ها به دست‏های من کمک کنید

دست‏های کوچکی که اشتباه می‏کند

یا به قول مادرم گناه می‏کنند

بگذریم!

پیچک کنار پنجره

نور ماه را

مثل نردبان گرفت و رفت

آخرش به آسمان رسید

یک سبد ستاره چید

من ولی هنوز هم چقدر کوچکم

ماه، مثل سیب روشنی

روی شاخه‏های دور آرزو نشسته است

حیف که برای چیدنش

نردبان من شکسته است

دیگر اینکه دیوها

چراغ‏های کوچه را شکسته‏اند

هر کجا که می‏روم

فکر می‏کنم، در کمین رفت و آمدم نشسته‏اند

ای فرشته‏ها که تا همیشه روشنید

یک چراغ هم برای من بیاورید

ای فرشته‏ها!

ای که دل به حجره های نور بسته‏اید

ای که پای غصه‏های من نشسته‏اید

حرف‏های من هنوز ناتمام مانده است

هیچ کس ولی

شعرهای دفتر مرا نخوانده است

با وجود این

بیش از این مزاحم شما نمی‏شوم

پس خدا همیشه حافظ شما

ای فرشته‏ها، فرشته‏ها، فرشته‏ها

+ نوشته شده در  88/12/25ساعت 9:21  توسط علی م  | 

گریه نمیکنم ...نه اینکه سنگم

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورمو بهم می زنه

مَرد برای هضم دلتنگیاش

گریه نمی کنه قدم می زنه

گریه نمی کنم نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم

یه اتفاق نصفه نیمه ام که یهو میون زندگی افتادم

یه ماجرای تلخ ناگزیرم

یه کهکشونم ولی بی ستاره

یه قهوه که هر چی شکر بریزی

بازم همون تلخیه نابو داره

اگه یکی باشه منوبفهمه

براش غرورمو بهم می زنم

گریه که سهله زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم می زنم

+ نوشته شده در  88/12/25ساعت 9:16  توسط علی م  | 

نامه ای از طرف خدا،حتما بخونید…….عارفانه


 

*امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروزدر زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما  متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که  بایستی و به من بگویی: “سلام”، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه  روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت  که از جا پریدی، خیال کردم میخواهی چیزی را به من بگویی، اما تو به طرف تلفن  دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

* *تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه میکنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی.

* *تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند وتو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت میبری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه میکردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی.

* *موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

* *احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را میکنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی.

* *آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید.*

*دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی…* *دوست و دوستدارت: خدا*




+ نوشته شده در  88/12/19ساعت 20:26  توسط علی م  | 

بـاز هـم در گیر و دار قافـیه، لـبریز از یـک حس زیـبا

 می شــوم باز هم در یک شــب سنگین و سرد، تا

 سحر پاپیچ رویا می شوم باز هم چشمان خیس و

 خسته ام، مست از حس غمناک غزل می نشـیند

 روی یک بیت اسیر، بی صدا هم رنگ دریا می شوم

 موجهایم رج به رج در قلب شب، می نشیند روی

 شنهای کویر راوی دل واژه هـای قـاصــدک،

 قـاصــد دنـیـای بـالا می شـــوم گــوشـه ی دنـج

 دعـای نـیـمـه شـب، پشت گـریه، پـشت تـب در

 کـنار خــواب دیـدار و قــرار، لابـه لای خــاک پـیـدا

 می شـــوم ردپای پلکهایت روی عکس،

 یادگـاریـست از اشکهای بی صـدا تا ابـد ایـن

 یـادگـارت را نگــیر، ای که با تو مـن هـویـدا می

 شــوم سالها رفتـند اینـک این منـم، گوشه گـیـر و

 مـنـزوی و خـوابگـرد تا نگردم سوی تو دعـوت به

 خواب، در همین دریا صحرا می شوم آخــریـن

 امــیـد خـط فـاصـلـه، آخـریـن خـواهـش، یـک

 الـتـمـاس خـاطرات کـهـنه ام را پـس بـده، چـونکه

 با آنها مـن ما می شـوم من مسافر هستم و چشم

 انتظار، منتظر هستم مثل قاصــدک خون دل

 خوردم در عین سکوت، در غروب عشق سودا می

 شوم مـنـتـظـر مانـدیـد تـا تنـها شـوم، مـنـتظـر

 مانـدیـد تـا دیـوانـگـی زیر پـرچـین غزل دفنـم کنـید،

 من دوباره صــبح احـیا می شــوم آخرین بیت غزل

 هم سر رسید، آخرین نقطه سر آغاز من است

 دستـهایت را مگـیر از دسـت مـن، بـی حضور تو

 تنـها می شــوم

+ نوشته شده در  87/11/24ساعت 21:2  توسط علی م  | 

یا حسین اینجا کربلاست یا غزه

از كربلای غزه حمایت كنید  مسلمانان جنایات اسرائیل را محكوم كنید كمك كنید.

دو لت های عرب و به خصوص مصر و عربستان با سكوت و حمایت از اسرائیل باعث جنایت و قتل عام مردم بی دفاع غزه در فلسطین شدند آنها را در محاصره آب و غذا نگه داشتند و بعد قتل عام كردند. این دولت های عربی حامی اسرائیل امروزی همان افرادی هستند كه شبانه به خانه پیامبر حمله كردند تا خون پیامبر خدا را در رختخواب بریزند این عرب های جاهل همان افرادی هستند به خانه حضرت علی حمله كردند و پهلوی حضرت زهرا (س) مابین در و دیوار قرار داده و تمام مسمار های در به بدن دختر پاك دختر پیامبر كه خدا در قرآن به بزرگتریت  نعمت از حضرت زهرا یاد میكند( انا اعطیناك الكوثر) نفوذ كرد پهلوی دختر مظلوم حضرت محمد (ص) را شكستند محسن زهرا سقط شد و یادواره  قرآن را به شهادت رساندند. اینها همان افرادی هستند كه علی مرتضی را كه با پیامبر به معراج رفته بود در محراب عبادت با شمشیر زهر آلود شهید كردند. این ها همان هایی هستند كه در فاجعه كربلا یا به لشكر یزید پیوستند و یا با سكوت خود از ریخته شدن شده امام حسین (ع) و 72 تن از یاران حمایت كردند. مگر خون حضرت علی اصغر را چه كسی ریخت؟ دستان امیر غیرت و ایثار حضرت عباس(ع) را بریدند و بر بدن نا توان امام حسین و ابوالفضل و یارانش با  اسب  تاختند. بدن حضرت ابوالفضل را فطعه قطعه كردند و 4 هزار تیر بر بدن وی زدند. قربان چشم تیر خورده و مشك پاره شده ات برم یا حضرت ابوالفضل. و از كدامین جنایت بگم كه اینها برای ائمه دریغ نكرده اند.حضرت محمد (ص) فرموده: هر كس صدای كمك مسلمانی را بشنود و به كمك نشتابد از دین خارج است

و من امروز می گویم كه ای فرستاده خدا  این دولت های عربی حامی اسرائیل بدتراز اعراب  جاهل زمان شما هستند چون اینها ادعای مسلمانی دارند ولی آنها از اسلام و خدا خبر نداشتند اینها خیلی وقت است كه از دین خارج شده اند  و امروز فاجعه كربلا را در غزه و فلسطین تكرار كرده اند به خدا حتی امام زمان(عج) هم به حال این زنان و كوكان بی دفاع غزه گریه می كند.

ما این مظلومییت را به محضر امام زمان(عج و همه مسلمانان)  تسلیت عرض می كنیم و برای مردم غزه آرزوی صیر داریم.

خواهش می كنم این جنایت را محكوم كنید و یك فاتحه به روح شهدای پاك فلسطینی بخوانید

    هزاران مرگ بر دولتهای عربی حامی اسرائیل- هزاران مرگ بر اسرائیل و هزاران مرگ بر آمریكا

 

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 19:43  توسط علی م  | 

ماه محرم

salaam6.gif

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 12:37  توسط علی م  |